چنین دستگاه بیولوژیک قدرتمندی به مدیریت دقیق و مجموعهای کامل از سازوکارهای تنظیمی نیاز دارد تا بتواند به عوامل مهاجم بيماريزا به موقع پاسخ دهد و در ضمن موجب بروز عوارض ناخواسته همچون، آلرژی های وابسته به ایمنی و بیماری های خودایمن نگردد. دستگاه ايمني به طور سنتي شامل دو نیمه مرتبط به هم است: دستگاه ایمنی غیراختصاصی (ذاتی) و اختصاصی (اکتسابی). ایمنیذاتی نمایانگر ابتدایی ترین شکل دفاع ایمنی بوده و عمدتا از یکسری از عوامل و سلولها بیگانه خوار مثل نوتروفیلها و همچنین پروتئینهای محلول در پلاسما تشکیل شده است. ایمنیذاتی در اساس با پاسخ های آماسی حاد و مزمن بويژه در پوست و مخاطات دستگاههاي بدن همراه است. از آنجایی که حدود 4 تا 7 روز طول می کشد تا ايمنياكتسابي در بدن فعال شود، در اين مدت چند روزه، ایمنیذاتی مسئولیت دفاع از بدن را برعهده دارد. پاسخهاي ایمنیاکتسابی نسبت به ذاتی بطور قابل ملاحظه ای قوی تر واختصاصی ترند. اجزای اصلی پاسخ های ایمنیاكتسابي، یاختههای لمفوئیدی B و Tهستند. عموما وظيفهي ياختههايT توليد سایتوکاین ها و کموکاین هاست كه بوسیله آنها پاسخ های دستگاه ایمنیاكتسابي هدایت و تنظیم می شود و ياخته هاي B بعد از تبديل شدن به پلاسماسل، توليد پادتنهاي قوي و اختصاصي برعلیه عوامل مهاجم را برعهده دارند. مرحله پایانی ایمنیاکتسابی، معمولا حذف عامل بيماريزا، توسعه پاسخ های تنظیمی وايجاد خاطره ایمنی ميباشد كه پایه و اساس کاربرد واکسیناسیون را تشكيل ميدهند.
دستگاه ايمني كره اسب:
اگر چه اجزاء و مکانیسمهای پایهي ايمني كره اسبها با اسبهاي بالغ با همديگرمشابه هستند، اما تنظیم ایمنی و پاسخ به عوامل بیماریزا(پاتوژنها) و واکسیناسیون به طور قابل توجهی در این دو گروه با يكديگر فرق دارد. تفاوتها در پاسخ به تحریک ایمنی اسبهاي جوان گاهی اوقات به عنوان " نقص ایمنی" تفسیر شده است كه درواقع نقص نيست بلكه بدليل نابالغ بودن اين دستگاه در كرهاسبها ميباشد. بلافاصله پس از تولد، سیستم ایمنی نوزاد به طور ناگهانی با انواع مختلفی از آنتیژنهای محیطی، باکتری ها، انگل ها و پاتوژنها مواجه ميگردد كه پیش از آن در داخل رحم با آنها مواجه نبوده است. در یک زمان بسیار کوتاه، دستگاه ایمنی كرهاسب باید پاتوژنها را شناسایی کند، اما در مقابل، فلور طبيعي و آنتيژنهاي بيضرر محيطي وغذايي را تحمل نموده و رشد و تکثیر سلولی خود را نیز تشديد كند. استفاده از واكسنها براي حفاظت كرهاسبها در برابر بيماريهاي عفوني، یک کار چالشزا است. كرههاي جوان به واکسنهاي موجودكه براي اسبهاي بالغ تهيه شده، پاسخ ضعيفي نشان ميدهند. طراحی واکسن و ايجاد ايمني براي كرههاي جوان نیاز به درک بهتر پاسخ ایمنی اين حيوانات به پاتوژن های مربوط به اسبها را دارد.
انتقال غيرفعال پادتن از طريق آغوز
پادتنهاي IgG بدليل نوع جفت ماديان نميتوانند وارد خون جنین درداخل رحم گردند. بنابراین، حفاظت در برابر عوامل بیماریزای فرصتطلب محيطي، بلافاصله بعد از تولد از طريق خوردن آغوز كه داراي اين گونه پادتنها ميباشد، حاصل ميگردد. به لحاظ اينكه توانایی نوزاد برای جذب پادتنهاي كامل موقتي است و آغوز ماديان نيز بعد از12 تا 24 ساعت از تولد به شیر تبدیل میشود، ازاينروانتقال به موقع پادتنها به بدن نوزاد برای پیشگیری از بيماريهاي عفوني و زنده ماندن آنها بسيار مهم ميباشد. هرچند كه بر روي انتقال پادتن از طريق آغوز تاكيد شده است، با این وجود، دیگر عناصر ایمنی مادری مانند سلول های ایمنی و سايتوکاینها نیز كه از طريق آغوز به نوزاد منتقل میشوند، احتمالا نقش مهمی را در ایمنی نوزادان و تكامل دستگاه ایمنی آنها برعهده دارند.
پادتنهايآغوز
اسبها داراي هفت نوع IgG با عملكردهاي متفاوت ميباشند. در بين پادتنهاي آغوز اسب، IgG فراوانترين و IgA كمترين آنها ميباشد. تقریبا تمام ایزوتایپهايIgG، IgA و همچنینIgE در آغوز فراوان و بيشتر از سرم ماديان وجود دارند. در بسیاری از كرهاسبهاي بيمار ديده شده كه پادتنهاي آغوزي را يا به طور ناقص و يا اصلا دريافت نكردهاند كه اين موضوع اهميت اين پادتنها را بهوضوح نشان ميدهد. واکسیناسیون ماديانها برعليه عوامل بيماريزاي مختلف از جمله، آنفولانزا، كزاز و روتاویروسها، باعث انتقال بيشتر پادتنهاي اختصاصي آغوز به كرهاسبها میگردد. برای پاتوژنهای داخل سلولی، مانند رودوكوكوس اكوئي نيز پادتنهاي خنثیكننده اثر محفاظتی دارند، اما بهتنهايي قادر به حافظت كامل نوزاد اسب نيستند.
سلولها و سايتوكاينهايآغوز
جذب رودهای گلبولهايسفيد از آغوز در بعضي از حيوانات نظير گوساله ها و برهها گزارش شده و احتمالا به روش مشابه در کره اسبها نيز رُخ دهد. سلولهای مادری وارد جریان خون گوساله شده و 36 ساعت پس از مصرف آغوز نیز از جریان خون ناپدید میشوند. اين سلولها ممکن است به بافت های لنفوی ثانویه نوزادکه احتمالا در حافظت مستقیم نوزاد و یا شروع پاسخهای ایمنی نقش دارند، مهاجرت نمايند. اخیرا ویژگیهای فنوتیپی و ترشح سایتوکاین توسط سلولهای ایمنی موجود در آغوز مادیان نشان داده شده است. اين سلولها عمدتا از نوع CD4+ وCD8+ و تعداد اندکی نيز از نوع سلولهای B میباشند. سلول های T سلولکُش موجود در آغوز به طور قابلتوجهي نسبت به خون محیطی مادیان بیشتر میباشند. تولید سایتوکاین توسط سلولهای T موجود در آغوز و خون محیطی مادیان با يكديگر متفاوت است که این را می توان به نقش بلالقوهی اين سلولها در ایجاد ایمنیسلولی، فعال سازی و يا احتمالا تکامل دستگاه ایمنی نوزاد نسبت داد. سایتوکاینها، تنظيمكنندههاي قوي پاسخایمنی هستند. قبل از مصرف آغوز، سرم نوزاد سايتوكاينهاي اینترلوکین 6 و فاکتور نکروزدهندهي تومور را به مقدار قابل اندازهگيري ندارد، اما با مصرف آغوز غلظت آنها در سرم نوزاد قابل اندازهگيري ميشود. اين دو سایتوکاین التهابی به اندازهي كافي در آغوز وجود دارند که نشاندهندهي انتخابی بودن انتقال سایتوکاین از طریق آغوز بوده و نقش آنها احتمالا برای هشیار نمودن دستگاه ایمنی کرهاسب بلافاصله بعد از تولد میباشد. لذا بايد توجه داشت كه وجود اينگونه سايتوكاينها در موقع بيماري كره نباید بدينگونه تفسیر شود که آنها صرفا در پاسخ به عفونت یا التهاب ساخته شده اند بلکه باید ابتدائا انتقال غیر فعال آنها از طریق آغوز را نيز در نظر گرفت.
نویسنده : دكتر محمدحسن متدين عضو هيات علمي بخش سرمهاي درماني مؤسسه تحقيقات واکسن و سرمسازي رازي سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج
گروه علمی داتلیکس